احمد بن محمد ميبدى
605
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
خويش كجا رسيده كه به زبان حال مىگويد : بر همّت من زمانه را ناز نماند * بر ديدهء من سپهر را راز نماند در پيكر طبل باز آواز نماند * پرواز مكن كه جاى پرواز نماند سوره 86 آيه 1 1 - وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ . إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ . آيه . خداوند سوگند ياد مىكند كه هيچكس نيست مگر آنكه بر او گوشوانى و نگهبانى هست ، و فرشتگان و نويسندگان و دبيران را بر شما موكّل كردهاند تا گفتار و كردار شما را بنويسند . لطيفه : مؤمن موحّد خدا را بىسوگند باور دارد ولى خداوند سوگند ياد مىكند تا دوست بشنود بجان بنازد و دشمن بشنود به دل بگدازد ! پس مرد باايمان خداپرست ، چون مىداند كه از سوى خداوند بر او گوشوانان گمارده شده ، بايد كه جامهء مراقبت درپوشد و گوش به گفتار و كارهاى خود دارد و ساحت دل خود را از آلودگى غفلت پاك دارد و بر دوام اين آيه را ورد خود سازد كه إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ و پيوسته در پيش ديدهء خود آن آيه را قرار داده ، وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ . را نقش نگين يقين خود گرداند . پند و عبرت : - آوردهاند كه در مكّه زنى روسپى بود و گفت من طاوس يمانى ( مرد خداشناس و زاهد ) را از راه طاعت برگردانم و در معصيت كشم ! طاوس مردى نكوروى و خوشخوى و نيكومنش بود ، آن زن بر او آمد و با وى سخنان شوخى و بزلهگوئى در گرفت ، طاوس مقصود او را دانست ! گفت : آرى ، صبر كن تا به فلان جايگه رويم ! چون بدانجا رسيدند طاوس گفت : اگر تو را مقصودى است اينجا تواند شد ! آن زن گفت شگفتا ، سبحان اللّه اين چه جاى آن كار است ؟ انجمنگاه مردم و مجمع نظارگيان ! ! طاوس گفت : اى زن از ديدار مردم شرم دارى و از ديدار خدا شرم ندارى ! مگر نه اين است كه خداوند همه جا ما را مىبيند ؟ و به ما مىنگرد ؟ آن سخن در زن گرفت و كمين عنايت بر او گشودند و توبه كرد ! و از جمله اولياء گشت ! سوره 86 آيه 6 - 5 5 - 6 - فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ . آيه . آدمى بايد در نگرد كه او را از چه آفريدهاند ؟ و از بهر چه آفريدهاند و بايد بداند كه روى او را شايستهء سجده و چشم او را سزاوار عبرت و تن او را براى خدمت و دل او را براى معرفت و سرّ او را براى محبّت آفريدهاند ! پس پيوسته نعمت خدا را به ياد آريد كه : زبان شما را به گواهى حق زيور داده و دل شما را به معرفت و سعادت زينت داده و تن شما را ويژه خدمت و عبادت قرار داده است . ببينيد : خداوند ، بعض مخلوقات را به صورت سجدهكننده آفريد ، چون مار و ماهى و ديگر خزندگان ! بعضى را به صورت ركوعكنندگان آفريد ! چون چارپايان ، برخى را به صورت ايستادگان آفريد ، چون گياهان و درختان ! و برخى ديگر را به صورت نشستگان آفريد ! چون كوههاى بلند و پاى برجا ! اينان همه بر سجود و ركوع و قيام و قعود مجبورند و آنان را در آن كارها مدحى و آفرينى نه ! ليكن آدمى را بر صورتى آفريد كه در او توانائى همهء آن چهار حركت است و خداوند او را در انجام دادن آن اختيار داد و اجبارى در كار آنها نيست ! پس ناگزير سزاوار مدح و ثنا شده است . لطيفه : بزرگ است خداوندى كه آدمى را براى نمايش قدرت و توانائى آفريد ، و براى نماياندن كرم